تبليغاتX
دوچرخه ها ...

دوچرخه ها ...

فضایی برای نوشتن از شادی وصف نشدنی مون, زمانی که جاده ای رو رکاب می زنیم!
 

 


در مسیر بازگشت از خوزستان در رستوران  قطار نشسته و تماشاگر سبز شدن کوهپایه ها در مسیر اندیمشک به درود بودم. از این همه زیبایی به وجد آمده و از مسئول رستوران نام این منطقه را می پرسم؟

-چم سنگر به بیشه

اشتیاقم را که برای دانستن جزئیات دید با تاکید می گوید:حالا کجاش رو دیدی ،بیا ببین، تو اردیبهشت اینجا می شه بهشت!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:59  توسط مینا کامران   | 

در شوش بالافاصله سراغ ستاد اسکان می رویم تا اتاقی برای شب دست و پا کنیم. آقای معلم موبایلش را در آورد و شروع کرد به پرسیدن و فیلم برداشتن:
کی هستید، از کجا می آیید ، به کجا می روید ، شعار تان چیست!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 11:26  توسط مینا کامران   | 

بوی سفر با قطار از مدتها قبل در سرم می چرخید. بلیطی که به سختی و با چند بار کنسلی توانستم جورش کنم داشت ما و دوچرخه هایمان را به رویای سرزمین آب و خاک نزدیک می کرد.

سلام خوزستان!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 12:0  توسط مینا کامران   |