سفر نورورزی کویر به روستای مصر، بهار 1389
ساعت 2 بعداظهر 5 فروردین 1389 ، ترمینال جنوب؛ تعاونی ایران پیما .تهران به مقصد خور و بیابانک. (از تهران به خور وبیابانک چند تا تعاونی در ترمینال جنوب ماشین داره ، اما بعضی از این تعاونی ها کل کرایه تا بیرجند که 17 هزار تومانه رو می گیرن اما شرکت ایران پیما همون کرایه خور رو که 10000 تومنه رو می گیره. ماشین هایی که از تهران به خور و بیابانک می رن ماشین های طبس یا بیرجند هستن)
من و احسان ، افسانه (خواهرم ) و مهدی به همراه 4 تا دوچرخه راهی سفری چند روزه تو دل کویرشدیم.حوالی ساعت 12 شب بود که به خور رسیدیم. شب رو تو مهمون سرای توریستی کویر کنار خواهر بزرگترم سعیده و همسرش و بچه هاش بودیم .اونها از یه روز قبل اومده بودن اونجا و با ماشین منطقه رو گشته بودن و قصد داشتن به طبس برند.صبح حدود ساعت 5و نیم بیدار شدیم تا خورجینها رو ببندیم ویه ته بندی کنیم ساعت 7شد.
روز اول: 6 فروردین
مسیر: خور- مهرنجان- بیاضه
قرار بر این بود که روز اول تا گرمه که حدود 33 کیلومتر بود رکاب بزنیم اما برنامه تغییر کرد وقرار بر این شد تا بیاضه که حدود 60 کیلومتر بود رکاب بزنیم.حدود ساعت 9و نیم صبح، بعد از 37 کیلومتر رکاب زنی به مهرنجان رسیدیم. صبحانه رو اونجا موندیم. مهرنجان(مهرجون) پر بود از نخلستون وخونه های قدیمی و درحال ویرانی. مهرجون تنها روستایی بود( البته تا اونجایی که ما در طول این 4 روز دیدیم) نخلستونهای سر به فلک کشیده اش هنوز پا برجا مونده بود. نخلستونهاش جون می داد واسه پیاده روی موقع طلوع خورشید. بعد ازخوردن صبحونه چند نفر از اهالی و شورای محل اومدن پیشمون و از قدمت روستا و اقداماتی که واسه روستاشون کرده بودن گفتند. شوارای روستا سایتی هم واسه روستاشون به نام برات راه انداخته بودند. خلاصه گپ و گفت ما با این اهالی کلی طول کشید و حدود ساعت 11 بود که از روستا زدیم بیرون. حالا دیگه آفتاب داغ داغ شده بود و ما برای رسیدن به بیاضه می بایست حدود 20 کیلومتر تو آفتاب سوزان کویری رکاب بزنیم. جاده از خور تا مهرنجان تقریبا مسقیم و بدون شیب بود ولی از مهرنجان تا بیاضیه شیب خیلی کمی به سمت بالا داشت که توی آفتاب داغ و سوزان، رکاب زدن رو کمی سخت می کرد. حدود ساعت 1 بعداظهر به بیاضه رسیدیم. بدجوری خسته و بدتر از اون آفتاب سوخته شدیم.مسقیما به طرف امامزاده بیاضه که جای خوش آب وهوا و سرسبزی بود رفتیم. تمام امکانات رفاهی اونجا مهیا بود وزائر سراش جای تروتمیزی واسه شب مانی بود. یه متولی بسیار مهربان هم داشت که هر چی می خواستیم دراختیارمون می ذاشت و کلی بهمون حال داد. بعد از ناهار و یکی دو ساعت استراحت کردن غروب یه گشتی تو روستا زدیم و از قلعه بیاضه بازدید کردیم . قلعه بسیاربزرگی بود که تنها قسمت های خیلی کمی ازش بازسازی شده بود و بقیه در حال تخریب. آقایی که بازدید کننده ها رو راهنمایی می کرد مثل بقیه اهالی مردم اون منطقه از حمایت نکردن میراث استان اصفهان برای بازسازی بنا کلی گله و شکایت داشت.
روز دوم:7 فروردین 1389
مسیر: بیاضه- عروسان- گرمه- خور
ساعت8 صبح به قصد گرمه راه افتادیم. باد سرد وشدیدی هم می وزید. بعد از 3کیلومتر از بیاضه به سمت خور به یه جاده فرعی رسیدیم که به سمت عروسان تابلو داشت. این مسیر در اطلس به صورت خاکی نشان داده شده ولی گویا در سال 88 آسفالت شده بود. جاده خوب و کم رفت و آمدی بود ولی بادی می آومد فجیع . باد مخالفی که حس می کردی رکاب زدنت فایده ای نداره و داری عقب و عقب تر می ری. تا عروسان که حدود 25 کیلومتر بود وضع به همین روال ادامه داشت. بعد از کلی جنگ وجدال با باد مخالف بلاخره ساعت 11 به عروسان رسیدیم.عروسان روستای بزرگی بود و حدود 500 نفر جمعیت داره. صبحانه مفصلی رو تو یکی از باغهای روستا که پر بود از درختان جوان انار خوردیم. راستی یه پنچری گیری دوچرخه هم داشتیم. چرخ عقب دوچرخه مهدی پنچر شد و همونجا احسان ومهدی برای اولین بار در کل زندگی شون پنچرگیری کردند و انصافا خوب و سریع این کار رو انجام دادن. ساعت یک ونیم بود که به سمت گرمه راه افتادیم. 6 کیلومتری که بسیار خوش گذشت. شیبهای باحال که تلافی اون باد مخالف صبح رو می کرد.
روستای گرمه، جایی که اسم ورسمش رو بیش از هرچی مدیون تلاش و همت مازیار آل داوود است. تفاوت چندانی بین روستای گرمه وبقیه روستاهای منطقه وجود نداره اما با تلاش مازیار این روستا معروف و قطب کویرگردی ایران شده و هرسال تورهای فراوان خارجی و داخلی رو به این منطقه جذب می کنه وخانه پدری مازیار هتلی برای پذیرایی از این مهمانها شده است.هزینه اقامت به همراه 3 وعده غذا در حال حاضر شبی 50 هزار تومان برای هر فرد هست. قلعه ای که در جوار هتل آتشونی بود به علت احتمال ریزش و ریسک خطری که داشت قابل بازدید نبود.بعد از کمی گشت زنی و بازدید از خانه مازیار ساعت 4 بعداظهربه سمت خوررکاب زدیم. ساعت 6 غروب به خور رسیدیم و یه دوری در شهر زدیم قرار شده بود کنار چادرهای حلال احمر در ورودی شهر چادر بزنیم ولی با بارون وحشتناک و سیل آسایی که شروع به باریدن کرد چادر زدن محال بود. بعد از خرید مایحتاج در شهر به همون مهمانسرای توریستی که شب اول آنجا بودیم رفتیم. بارون تا نزدیک صبح همچنان ادامه داشت .برای ما که بچه های شمال بودیم این بارون چندان جذابیتی نداشت ولی برای مردم اونجا عیدی بسیار شیرینی بود.رحمتی که ما را از آسمان پر ستاره کویر بی نصیب کرد.
روز سوم:8 فروردین 1389
مسیر: خور- امیر آباد- مصر
خستگی شب گذشته باعث شد صبح کی دیرتر از روزای قبل از خواب بیدار بشیم. تا جمع و جور کنیم و چیزی بخوریم ساعت 9 بود که به طرف روستای مصر راه افتادیم .از خور تا جاده فرعی که به سمت مصر می رفت حدود 11 کیلومتر بود. از اول جاده فرعی تا مصر حدود 50 کیلومتر راه داشتیم . حدود 35 کیلومتر اول جاده شیب به سمت بالا داشت .هوا هم تقریبا ابری بود خدا رو شکر آفتاب سوزنده ای نداشتیم ولی بعضی شیبها از سرعت ما کم می کرد.اما بعد از 15 کیلومتر مونده به امیر آباد هم فضا و هم مسیر تغییر کرد.شیبها تقریبا به سمت پایین بود و باد موافق می وزید . پوشش گیاهی بلند وبلندتر می شد و ماسه بادی ها رو در جاهایی از مسیر داشتیم.هوا هم کاملا گرفته شده بود وباز سر باریدن داشت. نزدیکهای امیر آباد کاملا نم و رطوبت هوا رو حس می کردیم .وارد منطقه امیر آباد که می شدیم حس می کردی تو شمال که نه وارد بهشت شدی. رکاب زدن تو این منطقه بسیار رویایی و مطبوع بود. مزارع سر سبز جو به زیبایی این منطقه رو دو چندان می کرد. بهترین جای این سفر چند روزه رکاب زدن توهمین منطقه بود. حدود دو سه بعداظهر به روستای مصر رسیدیم. مقصد نهایی سفر ما: مصر؛ روستایی سبز در دل کویر مرکزی ایران.اول قصد داشتیم شب را در مهمونسرای آقا ابراهیم بمانیم ولی به علت بودن توردر آنجا ،اتاق خالی نداشت. ولی خانه روستایی در کنار خانه شان بهمون معرفی کردن که شبی 20 هزار تومن بود ولی گویا در روستا مهمون سرای جدید التاسیسی هم به نام "مهمون سرای رهاب " بود که تقریبا آخر روستا داخل کوچه ایی قرار داشت که از آنجا به سمت رمل ها می روند.مهمون سرا عید امسال شروع به کار کرده بود و دوتا برادر خانه اجدادی شان را به خرج خودشان بازسازی کرده بودند. انصافا خیلی خوب این کار رو انجام داده بودند.به گفته خودشون 30 میلیون برای بازسازی خرج کرده بودند.مهمون سرا حدود 12 اتاق 5 یا 6 تخته داره که حول حیاط مرکزی قرار دارند.شب مانی نفری 10 هزارتومان و با سه وعده غذا نفری 25 هزار تومانه. البته برای ما ورزشکاری حساب کرده بودند.اگر به مصر رفتید حتما به این مهمونسرا بروید مطمئا مثل ما پشیمون نمی شوید بلکه از آرامش و فضایی که ایجاد کرده بسیار بسیار لذت می برید.
روز چهارم: 9 فروردین 1389
مسیر: دوچرخه سواری در رمل های مصر- امیر آباد – خور – تهران
صبح با دوچرخه هامون به سمت رمل ها حرکت کردیم . رکاب زدن توی شن ها خیلی سخت بود ولی لاستیک دوچرخه ات که شن های نرم کویر رو می شکافت و به سمت جلو میرفت وهر از چند گاهی تلپی می خوردی زمین آنقدر لذت بخش بود که نمی شد ازش گذشت و تا اونجا که می تونستیم رو رکاب می زدیم . تا حدود ظهر رو تو رمل ها سر کردیم و بعد به سمت امیر آباد برگشتیم تا ناهار رو اونجا بخوریم. حوالی ساعت 3 بعداظهر هم یه وانت گرفتیم و با اون برگشتیم خورو ساعت 7 سوار اتوبوس شدیم تا به تهران بر گردیم.مصر اونقدر رویایی و آرامش بخش بود که دلم می خواست حداقل یه روز دیگه اونجا بمونم اما نشد.....و سفر نوروزی مون به کویر هم پایان گرفت.
دوچرخه ها یعنی من و احسان، همچنان دلخوش به این زندگی هستیم.