این اولین سفر ما بود که با مینی بوس و به صورت دسته جمعی رفتیم. سفردوچرخه با تعداد بالا هرچند سختی های زیادی داشت اما لطف رکاب زدن 15 دوچرخه سوار کنار هم رونمی شد نادیده گرفت. ترس من و احسان هم واسه بالا رفتن تعداد این بود که ممکنه برنامه از حالت حرفه ای بودن خارج شه و یه جورایی به اصطلاح خودمون ففلی شه!با وجود تمام این حرفا حدود 18 نفر دور هم جمع شدیم تا مسیر پل زنگوله تا بلده و از بلده تا رویان رو طی 2 روز رکاب بزنیم.

روز اول-پنجشنبه 13 خرداد 1389

حدود ساعت 6 صبح از میدون ولیعصر به سمت جاده چالوس راه افتادیم .حدود 5 کیلومتر بعد از تونل کندوان مسیر فرعی از پل زنگوله شروع می شد که به سمت بلده- یوش کشیده شده بود.مسیر تا یوش دو گردنه پر شیب وفنی داره که ما گردنه اول رو با مینی بوس رد کردیم. بعد از خوردن صبحانه، اول سربالایی گردنه دوم دوچرخه ها رو از مینی بوس پیاده کردیم .حدود 12 کیلومتر رکاب زنی تو سربالایی اونم از نوع وحشتناک رو داشتیم. طی این مسیر یواش یواش از تعداد دوچرخه سوارها کم می شد و تعداد مینی بوس سوارها زیاد.4 -5 کیلومتر قبل از روستای نسن بود که سراشیبی تندی شروع می شد.مسیر به طرز وحشتناکی زیبا بود و البته خوشبو.دشت های وسیع که پر بود از گلهای شقایق و گون های توپی . بوی گیاه گیپر و مرزن جوش مستت می کرد. البته واسه اینکه از تمام این ها لذت ببری می بایست کاملا دست به ترمز رکاب بزنی چون اگه یه کم ترمز ها ول می شد سرعت می رفت تا 70-80 کیلومتر که هم خطرناک بود و نمی تونستی لطفی از طبیعت ببری! ناهارمون رو بعد از روستای پیل کنار رود خوردیم وبعد از کمی استراحت حدود ساعت 4 به سمت یوش را افتادیم بالاخره حول وحوش ساعت 6-7 غروب بود که به یوش رسیدیم و اولین کاری که کردیم بازید از خانه نیما یوشیج بود  .بعدش هم پیدا کردن خانه برای شب مانی و شام و خواب.

روز دوم- جمعه 14 خرداد 1389

تا صبح جمع وجور کنیم و راه بیفتدیم ساعت شد 10.اول مسیر یوش – بلده تازه متوجه شدیم یه دو سه تا ازدوچرخه حالشون خوب نیست و تا اونا رو تعمیر کنیم ساعت شده بود 11 و دیگه خورشید هم به وسط آسمون رسیده وما تازه رکاب زنی رو شروع کردیم.از یوش تا بلده حدود 10 کیلومتر اونم سراشیبی داشتیم و دو کیلومتر بعد از بلده جاده به دوراهی می رسید .سمت راست به طرف جاده هراز و آمل می رفت.مسیر سمت چپ که از شروعش ارتفاع می گرفت به سمت رویان بود. حدود 20 کیلوتر تا گردنه بلده سربالایی های نفس گیری داشتیم اما بعد از گردنه دنیا به کاممون شیرین شد و تا ورودی جنگل بی کله رفتیم. ناهارمون رو ابتدای جنگل ، ساعت 4عصر خوردیم و از ترس تاریک شدن هوا و اینکه جاده از ابتدای مسیر جنگلی و مخصوصا اطراف آبشار آبپری خیلی شلوغ شده بود بدون توقف تا رویان رفتیم .وجانهای خستمون رو از کوهستان وجنگل به دریا رسوندیم. مسیر روز دوم بعد از گردنه بلده ییلاقی، سرسبز وچشم نواز  بود .از یوش تا رویان حول و حوش 70 کیلومتر رکاب زنی داشتیم.

روز سوم:15 خرداد

خواب ،خواب ، صبحانه ، تن به آب زدن، حرکت به سمت آمل- جاده هراز- تهران

ممنون از همراهی تمام دوستانی که تو این سفر با ما بودن: امیر آقا ثابت، بهمن، بهزاد، مصطفی، فیروزه، اسماعیل، آقای حبیبی و غزل، آقا رضا و برادرشون، مریم ، میثم، نوید، نیما،امیر حسین ونگار